پاورقی های روزانه

یه کپی پیست ساده

پاورقی های روزانه

یه کپی پیست ساده
نظرات 2 + ارسال نظر
ریحانه جمعه 2 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 06:47 ب.ظ

این روز ها برای خودم چای دم میکنم ...

گل میگیرم و با خودم سر هر میز کافه نادری
قرار میگذارم ...

روز های آخر با من بودن است ... باید هوایم را داشته باشم....

تا درست سقوط کنم...

قرار است از چشمان خدا بیفتم...

خدایی که همیشه تا به من رسید ... خودش را به آ ن راهی زد که مرا در آن راه نمیدادند ...

باید درست سقوط کنم ... میان ِ نداری هایم ... تا هیچکس به دارایی های او شک نکند ....

مریم ... کوز ِت ... من.... هیچکدام مرد ِ گفتن ِ ناگفته های او نبوده ایم ...

این روز ها که از فرط ِ نداری ... خشاب خشاب تراماد ُل به جبهه ها میفرستند...

عیسی ، به آسپرین قناعت کن... که در این روزگار ...

پارچه را به صلیب میکشند ُ مترسک صدایش میکنند ....

عالی بود منجم عزیز

علی شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 12:04 ب.ظ http://differentview.blogfa.com/

آره ؛ یکم اونور تر ؛ اون قدیما ؛ همه چی خراب بود ؛ اما آدما سالم بودن ...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد