پاورقی های روزانه

یه کپی پیست ساده

پاورقی های روزانه

یه کپی پیست ساده

شبیرو!



 نکند مرده باشد شبیرو؟ نه مرده نیست. خاموش است. نکند لال باشد شبیرو؟ نه لال نیست. خاموش است. نکند کور باشد شبیرو؟ نه کور نیست؛ از بس به دریا خیره مانده چشم هایش چیزهای دیگر را خوب نمیبیند. نکند کر باشد شبیرو؟ نه کر نیست؛ از بس که ــ فقط ــ به صدای دریا گوش داده صداهای دیگر را نمی شنود. اما

برای شبیرو میشود سفره ی دل خود را گشود: گوش کن شبیرو! بگذار من این حرف ها را برای یک نفر گفته باشم. برای گوش هایی که نمی شنوند، برای چشم هایی که نمی بینند و برای لب هایی که خاموشند.

سینه ام پر از خون و درد است شبیرو! ومن میخواهم که این حرف ها.. این لخته های خون را جلوی روی تو از سینه ام بیرون بپاشم. محرم تر از تو کسی را ندارم.

شبیرو! کاش من هم مثل تو کر شده بودم، لال و سنگین و خاموش شده بودم و میتوانستم همه چیزها را تحمل کنم. از آفتاب گرفته تا شب ها و دیگرانی که با خواری نگاهم میکنند. و درباره ام هزار خیال بد دارند. »

مثل کاغذ پاره ای میمانم که مچاله ام کرده اند و در سطل زباله انداختنم، شبیرو!

انتخاب منجم عالیه

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد